تبلیغات
بایداری تا ظهور - ابهامات و ایهامات

بایداری تا ظهور

(( ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله کانهم بنیان مرصوص ))

 

 

صدای دادو فریاد به راه بود.دفتر مدرسه را نگاه می‌کردی،مدیر مدرسه را می‌دیدی که در حال نزاع بود،اما این که چه شد...

 به روایتی وقتی آقا زاده اول به اسم اصلاحات وارد مجلس شد و برائت کرد،بعد هم که با دولت سازش داشت و بعد از جریان انحرافی برائت کرد،وقتی جبهه پایداری تشکیل شد،و از حسن اتفاق عضو شورای مرکزی این جبهه سر از حوزه مطلوب در آورد،برای فیصله این درخواست از طرف مدیر حوزه تقریبا شخصی به حاج آقا فرهاد داده شد،که آقازاده را در لیست پایداری جا دهند.اما پاسخ کوبنده ای شنید.و چه جنجالی به راه افتاد.

 حاج آقا فرهاد از حوزه بیرون می‌رفت درحالی که از عقیده و حق ملتی که به این جبهه دید عقیدتی داشتند دفاع به جا و کوبنده ای کرده بود و قدم عده ای را بر چید.

 ساعاتی گذشت.برای او خبر گذاشتند که"به ایشان بگویید دیگر به حوزه نیایند."

 چه روحانی نماهایی که از بیم اخراج در این وضعیت حوزه(کد،شهریه،در به دری،اخراج از کار و حوزه)دست به هر نسناسی گری می‌زنند و فقط حرف مافوق را می‌شناسند(خاک هم زیاد است)اما حاج آقا فرهاد مسئولیتش را عالی انجام داد.

 خب از حوزه بیرون کشید و یا اخراج شد،بماند،بعد از آن سخنرانی از طرف متولی مدرسه منعقد شد،یکی از دلالیل این اقدام را این گونه گفته اند:

 "ما در این حا نباید به کسی وابسته باشیم."

  عجب این کمی عجیب است؛

 1-یک روز صبح نزدیک انتخابات وقتی طلبه ها وارد حوزه می‌شدند در صف صبحگاه زندگینامه آقازاده را می‌شنیدند.

2-وابستگی یعنی چه وقتی حاج آقا فرهاد به جرم راه ندادن شخصی به جبهه پایداری اخراج شد.

 3-یک علامت سوال هم روی شهریه ها هست که هر سال نزدیک بیست اسفند به عنوان عیدی سی هزار تومان به طلاب این حوزه داده می‌شد،این که عیدی طلاب چگونه این سال سه روز قبل از انتخابات،آن هم به تمام طلاب شیراز بنا بود داده شود،جای خود دارد.(سوال است نگویند اتهام زد.)

 

 

اگر این ها وابستگی نیست،پس چیست؟و اگر هست جرم حاج آقا فرهاد چه بود؟

 آخر هم که به حرم دفاع از همین عقیده از شهرش هجرت کرد(ظلم عینی اجتماعی به نظر شما چیست؟)

 شنیده های دیگر هم حکایت ها می‌کند،

 از یکی از موثقین که در دولت نهم از اعضای هیئت دولت بوده است،نقل شده که هر کس یک دهم از کار های دولت مطلع است می‌داند که یکی از نمایندگان چه میزان با دولت ارتباط دارد.

 منبع موجود است که آقازاده به دکتر گفته بود که"شیراز شهر دستغیب ها است."(زهی خیال باطل،در رایشان هویدا بود)

 و البته لازم است گفته شود که علاوه بر روز سخنرانی روز دوم اعتکاف (رهپویان وصال)باید سخنرانی دکتر  را هم در نظر داشت.(قابل توجه کسانی که در دوران انتخابات تهمت های عجیبی به استاد عزیزمان سید محمد انجوی نژاد بستند.)

یکی از وابستگان یا اعضا به یکی از عدالت خواهان گفته بود( که منظورش تمام حزب الله بود،که البته خودش را برملا کرده یود")مشکل شما این است که اتحاد ندارید"(تا آخرش را بخوانید.)

 گویی رو در روی حزب الله ایستاده اند(هر کس که این را گفته)اتحاد ندارید پس ما می‌گیریم.

عزیزان بالاخره یکی باید این ها را می‌گفت،باید فکری کرد...

 ---------------------------------------

 پی نوشت:بعد از این مطلب بعضی دوستان اشکال به جایی کردند که بعضی مطالب این پست نا مفهوم است.خواستم عرض کنم که نباید دم به تله فیلتر داد.اما بعضی مطالب که نا مفهوم است:

 1- موثق دولت نهم،وزیر بهداشت بود که در یک جلسه تقریبا عمومی نماینده سوم شده(خوشبختانه سوم شده،قبلا اول بود)را منظور داشت.

 2-در مورد سخنرانی روز دوم اعتکاف

تقابل آقازاده با دکتر لنکرانی را که در نظر بگیریم

 تهمت های بسته به رهپویان در مورد رای مورد بحث را که در نظر بگیریم

 و بعد سخنرانی دکتر لنکرانی را در همان روز اعتکاف یا روز بعد از ان در نظر بگیریم

مشخص می‌شود که نسبت های داده شده به رهپویان برای رای مورد بحث تهمت بود ٰ؛ دلایل دیگر هم هست که شاید سر فرصت به آن پرداخته شود.

 3-یکی از اعضای این خاندان یا وابستگان به آن به یکی از عدالت خواهان گفته بود که مشکل شما این است که اتحاد ندارید.

 منظورش از شما تمام حزب الله در شیراز بود.

 خب عجب از این حرف خیلی چیز ها را می‌شود خواند.نظر حقیر این است که نوشته نشود فقط سخن کوتاه این حرف پرده از نیت این ها بر می‌دارد.

  اا نقد های بیشتری هم هست اما بالاخره یک نفر باید این ها را می‌گفت،خب فقط یک بررسی

1-محوریت فتنه در مسحد ضرار که بود؟

 2-سال هشتاد و هشت کاندید دعوتی به حوزه مذکور که بود:

3-هر دو اقازاده به اسم کدام جناح وارد مجلس شدند(دور هشتم مجلس)

 گرایش به اصلاحات یکی دیگر از مسائل مورد بررسی این خاندان است که وقتی یکی از نمایندگان مجلس سر لیست سی و نه کاندید می‌شود که رسما از فتنه حمایت کردند،باز هم قابل بررسی تز خواهد بود.

 در آخر وقتی گفتند این محوریت مسجد ضرار با شما رابطه خویشی داشت جرا علیه او موضع آن چندانی نگرفتید،پاسخ مورد تامل بود:

 به دلیل (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)صله رحم

 بنده حقیری که هیچ نمی‌دانم،حد اقل این را می‌فهمم که

 1-بوده اند کسانی از اطرافیان امام مانند نوه ایشان که به محض تخلف دستور دستگیری او را دادند،نه فقط امام که سیره و سنت شابع بین تمام اهل سلوک،بگذریم هر مسلمانی است.

 پسر نوح با بدان بنشست....

 اما این قابل مقایسه نیست،فرض کنید یک نفر خلافی می‌کند،اختلاس که از فجیع ترین جنایت ها است.

 اما تمام این ها زیر لوای ولایت قابل بخشش است.حالا فرض کنید کسی ادعای ولایت کند،این دیگر قابل مقایسه نیست،ببینیم سنت اهل بیت(علیهم السلام) چه بود:

 شخصی معروف بود که برادر امام رضا علیه السلام است(نمی گویم برادر به دلیلی که در ادامه اا خواهد ‌امد)ادعای ولایت و امامت می‌کرد،یک روز به حضرت سلام کرد،حضرت رویشان را برگرداندند(جواب سلام مگر واچب نیست؟)

 آن شخص گفت من برادر شما هستم،حضرت به دلیل این عمل او فرمود:لا اخاء بینی و بینک برادری بین من و تو نیست.

 اگر کسی بگوید مجتهد است می‌گوییم

 اولا پس تمام مجتهدان(با توجه به این استدلال) از جمله صانعی و اقای منتظری تطهیر و بی گناهند.(و اگر هاشمی هم پایه حوزوی اجتهاد را داشت تمام اعمال او قابل توجیه بود.)

 ثانیا با عمل کرد تمام (حد اقل اکثر قریب بالاتفاق)مجتهدان متفاوت بوده است.

 سوما مگر حضرت امام نمی‌فرمود مرا نقد کنید،ایشان که مرجع مطلق و از آن گذشته حاکم بود ، که اختیاراتی غیر از مرحع داشتند،پس این توجیه مردود است.

 باید فکری کرد......

 


نوشته شده در جمعه 2 تیر 1391ساعت 04:43 ب.ظ توسط ---| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
http://fatemiyon.ir/index.php/multimedia/1390-05-29-18-44-13/6032-07 http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&88-1391-02-23-17-musicID=51850 helali011__1_.wma - 307.3 Kb