تبلیغات
بایداری تا ظهور - حناب روحانی اتفاقی افتاده است؟تطهیر عین نجاست ممکن نیست اصلاحات را تطهیر نکنید

بایداری تا ظهور

(( ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله کانهم بنیان مرصوص ))

 

اقای روحانی به نظر می اید اتفاقی افتاده است؟

دولت اصلاحات در طول شانزده سال پایه گرانی و بیکاری را با طرح سیاست تعدیل اقتصادی بنا گذاشت و ان را به گریبان دولت دهم می بندید اتفاقی افتاده است؟

  فساد طرح دولت اصلاحات نبود درست نیست؟ اتفاقی افتاده است؟

 مذاکرات سعد اباد یا ترکمنجای دوم ساخته دولت اصلاحات بود یا نبود؟اتفاقی افتاده است؟

 وزیر به اصطلاح ارشاد دولت اصلاحات از الحناریه بیرون امد , اتفاقی افتاده است؟

 نه فکر نمی کنم اتفاقی افقتاده باشد, حضرت مام خامنه ای ان قدر عقب نشینی ها بالا گرفت که فرمودند من خود ورود پیدا می کنم اتفاقی افتاده است؟

 این که اتفاقی نیفتاده است تنها حرف حسن روحانی نبود هم کیشانش هم اصولا فکر نمی کنند اتفاقی افتاده باشد.

در طول اتفاقات انتخابات مجلس اخیر سهیلا چلو دار زاده از کاندید های اصلاحات در مناظره با کوثری چنین گفت:{{فتنه یه سو تفاهم بود.}}که به شعور خود و هم کیشانش توهین کرد.اتفاقی افتاده است؟

 کواکبیان چین ادعا کرد: 

 دبیر كل حزب مردم سالاری با تأكید بر اینكه اصلاحات را خط امامی می دانیم و در چارچوب قانون اساسی اصلاحات را پیگیری می‌كنیم، گفت: اصلاحات هیچ گاه علیه ارزش های دینی (!!!!!)مقابله نمی كند و به دنبال منافع ملی است.


كواكبیان به اصول اعتقادی اصلاحات اشاره و تصریح كرد: ارزش های دینی، خط امام، قانون اساسی، مطالبات مردم و منافع ملی، اصول اصلاحات است و هركس علیه این پنج اصول مقابله كند، ما نیز به آنها انتقاد داریم.

 اصولا فکر نمی کنم اتفاق خاصی افتاده باشد.بخوانید و بدانید که اگر سعی می کنید این حزب شناخته شده و مردود را تطهیر کنید عین نجاست قابل تطهیر نیست.

خط امام که عکس روح الله کبیر را در شانزده اذر چه کردند که هجده سال  بود که در پی ان بودند و تنها نمود ظاهری اش در شانزده اذر اتفاق افتاد.

خط امام کدام امام منظور شما هست؟جناب اقای روحانی اصولا فکر نمی کنم اتفاق خاصی افتاده باشد, هم کیشان اصلاحات خیام عزا را اتش بزنند به نام اصلاحات بود و هیچ عکس العملی از شما و هم کیشانتان به این دیده نشد خودتان را از حرمت شکننان ملعون جدا می کنید که هرگز شدنی نیست و به علاوه به انان خیانت کرده اید که رهایشان می کنید چرا که به نام حزب شما و هم کیشانتان چین کردند.

 کتابی که از ان نام برده شد یا کتاب امنیت ملی و ریپلماسی هسته ای (حسن روحانی)تنها کتاب خاطرات مذارکات اصلاحات و گروه 1+5ننیست.کتاب خاطرات من متقاعد نشده ام یوشکا فیشر و خاطرات البرادعی و موسویان هم خواند دارد که پرده از بسیاری از موضوعات بر می دارد.پیش از اوردن جملاتی از کتاب روحانی به بعضی از انان اشاره می شود.

 

 

وشكا فیشر وزیر خارجه سابق آلمان گوشه‌ای از انفعال دولت اصلاحات در عقب نشینی از موضوع هسته ای را به تصویر كشید. مصاحبه كه به بهانه انتشار كتاب خاطرات یوشكا فیشر تحت نام "من متقاعد نشده‌ام" ترتیب داده شده است، وی در خصوص هماهنگی سه كشور اروپایی برای مذاكره با ایران نوشت: «در سال 2003 من به ضرورت یك ابتكار اروپایی پی بردم. اما نسبت به پذیرش دوستان بریتانیایی تردید داشتم. من تصور نمی كردم كه بریتانیا بتواند خود را از موضع سخت واشنگتن رها كند. اما در این مورد تصور من اشتباه بود. بریتانیا و به‌ویژه جك استراو، وزیر خارجه آن زمان، بعد از فاجعه عراق تمایل نداشت وارد ماجراجویی بسیار بزرگتر و خطرناك‌تر از پیش شود». وزیر خارجه اسبق آلمان بدون اشاره به وضع قوانین و شرایط خارج از قواعد حقوقی آژانس انرژی هسته‌ای و تحمیل آن به ایران در دوران اصلاحات افزود: «در نامه سه وزیر خارجه اروپا به دولت ایران شرایط سه كشور اروپایی برای شروع مذاكره توضیح و تعریف شد. این شرایط عبارت بودند از امضا و تصویب پروتكل الحاقی، اجرای فوری آن قبل از تصویب و مهمترین و سومین شرط، توقف ساختن تأسیساتی كه برای تولید مواد رادیواكتیو مورد استفاده واقع می شوند. این خواسته‌ها به‌طور روشن به معنای تعلیق موقتی و یا دایمی فعالیت‌های اتمی ایران است». یوشكا فیشر با اشاره به انفعال تیم ایرانی مذاكره كننده افزود: «در گفت‌وگوهای اولیه و مقدماتی ما سه وزیر خارجه كشورهای اروپایی و نماینده ایران، همواره ما تأكید می كردیم كه بدون توقف فعالیت های اتمی ایران توافقی بین ما حاصل نخواهد شد. ایرانی ها حاضر به تعلیق فعالیت نبودند. گفت‌وگوهای ما به نقطه ای رسید كه ما به ایرانی ها گفتیم بدون قبول توقف فعالیت های اتمی راه‌حل مناسبی حاصل نخواهد شد و ما بدون معطلی خواهان رفتن به فرودگاه و بازگشت به كشورهای خود هستیم. این گفته های ما منجر به قطع جلسه شد. ایرانی‌ها با دست‌پاچگی شروع به تلفن زدن كردند و بالاخره در این مورد هم به توافق رسیدیم». وی در ادامه به موضع سرسخت جمهوری اسلامی بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری اشاره كرده و گفت: «من شخصاً احمدی نژاد و لاریجانی را یك بار دیگر در سپتامبر 2005 در نیویورك ملاقات كردم. در همان برخورد اول نسبت به آینده با ایران بدبین شدم. بعدها، روند مذاكرات بر این بدبینی من صحت گذاشت.

 و در این مورد هم به توافق رسیدیم .اما فکر نمی کنم اتفاقی افتاده باشد چرا که هظاره تیم اصلاحات یک قهرمان بود به علاوه که به صراحت میان دو دولت مقایسه داشته که این حرف ما نیست اعتراف 1+5 هست.

این هم گوشه از کتاب جناب روحانی

مؤلف در جاهای مختلف كتاب از بدبینی نسبت به غرب شكایت می‌كند و نتیجه بدبینی به غرب را برای كشور مضر می‌داند به عنوان مثال ایشان در صفحه 68 می­نویسد: در مسئله مهم هسته ­ای که به امنیت ملی و منافع ملی ما ارتباط دارد، این گونه تردید­ها [بدبینی نسبت به غرب] نباید مورد توجه قرار گیرد، اینها هم مسائلی است که گاهی مشکل آفرین می­ شود.

حال باید این سؤال را از آقای روحانی پرسید كه نسبت به نظام استكبار و در رأس آن آمریكا با چه دیدی باید نگریست؟ آیا این واقعیت كه نظام استكبار فقط و فقط به دنبال شكست انقلاب اسلامی است، مسئله مبهمی برای آقای روحانی است؟ آیا آقای روحانی در طول مذاكرات با رؤسای كشورهای غربی به این نتیجه نرسیده است كه این كشورها نمی‌توانند ایران هسته‌ای را تحمل كنند و به دنبال تعطیلی كامل فرایند هسته‌ای در كشور هستند؟

روحانی در کنار دو وزیر خارجه اروپایی

به نظر می‌رسد جواب این سؤالات را آقای روحانی در همین كتاب داده است، به عنوان مثال ایشان در صفحه صفحه 402 به نقل از شیراک می­اورد: من به تاریخ و فرهنگ ایران احترام می­گذارم و در مقابل بوش از ایران دفاع کردم، اما تولید سوخت از جانب شما را برنمی­تابیم، نمی­توان از این خط عبور کرد.

 مشخص نیست ایشان چگو.نه تناقض بین کتاب و سخنرانی های خود را توجیه می کنند.

 این هم از کتاب جناب روحانی که دو جمله محوری از ان خط سیاسی ایشان را تا حدود بسیاری مشخص می کند.

 و اما این مورد هم از دیگر اشکالات قابل تامل است:

 عدم توجه نویسنده به اخلاق و تقوای سیاسی در خلال نگارش كتاب یكی دیگر از مواردی است كه مخاطب با آن روبرو می‌شود به نوعی كه خواننده به این نتیجه می‌رسد هر جایی كه از نویسنده انتقاد شده است، نویسنده بدون هیچ تأملی برچسب‌های سیاسی مانند افراطی‌گری، تندرو، هوچی‌گر، نا آگاه و مغرض را به آنها نسبت می‌دهد (ص 104) لكن در ابتدای كتاب مؤلف خود از فضای بی اخلاقی و نبود تقوای سیاسی ناله كرده و از آن انتقاد می‌كند. (ص 27 - 100)

 ایشان خود به تقوای سیاسی دعوت می کنند اگر چنین باشد باز هم تناقض صحبت ایشان مشخص می شود.

 این هم باز از خاطلات خود ایشان است؟

 

 

_ در بیست و سوم آبانماه 1383، شصت و هشتمین جلسه کمیته عالی هسته ای برگزار شد و سه راه بررسی شد. 1_ تعلیق بر اساس پذیرش عهدنامه پاریس، 2_ رد عهدنامه پاریس و اعلام یک جانبه تعلیق، 3_ رد هر دو سناریو و پذیرش ارجاع به شورای امنیت. یکی از اعضا! در این جلسه گفت: مصلحت کشور پذیرفتن راه اول است. اگر راه اول را نپذیریم در کشور دوگانگی بوجود می آید. نظر رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مهم است. آنها نظر اول را قبول دارند.

 و این هم فرمایشات حضرت امام خامنه ای که به طور واضح نشان می دهد که اصلاحات چه روشی را در پیش گرفت بوده است:

 

 

 "به‌مجرّدى كه عقب‌نشینى كردید، طلبكارى دیگرى شروع خواهد شد. حالا بعضیها مى‌گویند چیزى بدهیم، چیزى بگیریم! بدهیمش درست است، بگیریمش درست نیست؛ هیچ چیز نخواهند داد. شعارهایى را درست مى‌كنند؛ ایران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان كارها را بكنیم تا ما را از محور شرارت بردارند! این شد حرف؟! غلط كردند گذاشتند كه حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مى‌گذارند. اگر قرار است قدرتى این امكان و توان را پیدا كند كه اخمهایش را در هم بكشد و بگوید من قوى هستم و مى‌زنم و مى‌بَرم و مى‌بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، این جاخوردن، حدّ یقف ندارد؛ شما این سنگر را عقب مى‌نشینید، فرض كنید فلان الحاقیه را قبول مى‌كنید، بعد یك مطالبه دیگرى را مطرح مى‌كنند: فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت بشناسید! باز همان فشارها و همان تهدیدها. به‌مجرّدى كه فلان دولت غیر قانونى را به رسمیت شناختید، باز یك درخواست دیگر مطرح مى‌شود: اسم اسلام را از قانون اساسیتان بردارید! شما باید ذرّه‌ذرّه عقب بنشینید؛ این حدّ یَقِفى ندارد. من این موضوع را بارها به بعضى از مسؤولانى كه دچار وسوسه و واهمه‌هایى بودند، گفته‌ام كه حدّ یَقفِ فشار آمریكا كجاست؛ آن را مشخّص كنید، كه اگر به آن‌جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشارى علیه ما نخواهد بود. من عرض كنم حدّ یقف كجاست؟ آن‌جایى است كه شما - كه چنین حقّى را نه شما دارید، نه من - از طرف ملت ایران اعلام كنید كه ما اسلام، جمهورى اسلامى و حكومت مردمى را نمى‌خواهیم؛ هر كسى كه شما مصلحت مى‌دانید، بیاید در این مملكت حكومت كند! این حدّ یَقِف است؛ اوّلِ اسارت مملكت. مگر مى‌توانیم؟ من و شما مگر مى‌توانیم مملكت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقى داریم؟ این ملت ما را براى این سرِ كار نیاورد

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند 1391ساعت 12:50 ب.ظ توسط ---| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
http://fatemiyon.ir/index.php/multimedia/1390-05-29-18-44-13/6032-07 http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&88-1391-02-23-17-musicID=51850 helali011__1_.wma - 307.3 Kb